سراغ




اگر همه ی دنیا را بگردی
مثل من عاشق پیدا نمی کنی
می گویی نه؟ از رویاهایم بپرس
که چقدر بی ستاره گذشته اند شب هایم
اما پنجره ام همیشه به بوی تو باز مانده است
لابد روزی گذرت به کوچه مان می افتد
سر راست تر از نشانی من پیدا نمی کنی
خانه ای که ماه توی شیروانی اش گیر کرده است
درست پشت پرچین خواب ها
همه ی عمر را دویده بود - بی تو-
ببین چقدر سخت گذشته به من؟
دلم نیامده اسمت را هم بگویم
نمی خواهم کسی یادش بگیرد
نامه هایت را هم باران پاک کرده بود
عاشق تر از من پیدا نمی کنی
اگر از همه ی اهالی دنیا بپرسی
می گویی نه؟
سراغ مرا از ستاره های گمشده بگیر

 

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
شیما

استاد خیلی زیبا و پر احساس بود. من از خانه ای که ماه توی شیروانی اش گیر کرده خیلی خوشم آمد...عالی بود. [گل]

شیما

شعر به این زیبایی جا مانده بود...خوب شد خواندم.

مهدیه

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟ خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌ گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟