شعر نیمه کاره

 

شعر من همیشه نیمه کاره است

کاش بیتی از پرنده داشتم

کاش جای قافیه روی

یک ردیف بال زنده داشتم

کاش باد میوزید توی شعر

حرفها ی کهنه دور میشدند

کاش جمله جمله حرفهای من

مثل چشمه مثل نور میشدند

کاش بیصدا کبوتری کنار شعر مینشست

وز صدای بغ بغو او شیشه سکوت شعر می شکست

کاش میشد برای شعر خسته ام 

از خدا کمی دوا گرفت

یا برای کشف لحظه های نو

می شد از فرشته ها دعا گرفت

خوشبحال شعر های ناتمام

ببین شعر من باز تمام گشته است

باز توی چهار پاره ای جدید

واژه واژه را حرام کرده است

/ 7 نظر / 4 بازدید
من وماه

کاش میشد برای شعر خسته ام از خدا کمی دوا گرفت قشنگه واقعا

پناهنده

سلام آقا سید .... چی شده با ما قهری دیگه خبر نمیدی وقتی آپ میکنی آقا سید جان !!! با ما به ازاین باش که با خلق جهانی

نرگس

کاش باد میوزید توی شعر حرفها ی کهنه دور میشدند کاش جمله جمله حرفهای من مثل چشمه مثل نور میشدند[گل]

محب ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم[گل] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم[قلب] سلام علیکم[لبخند] ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ امـام عـلى علیه السلام فرمودند: ای انسانى؛ كه در كمال اعتدال و تناسب آفريده شده اى و در تاريكی هاى زهدان ها و پـرده هاى تو در تو شكل گرفته و پرورده شده اى, آفرينشت از عصاره ی گل آغاز شد و در جايگاهى آرام و امـن (زهـدان مـادر) تـا زمانى مشخص و مهلتى تعيين شده نهاده شدى. آن گاه كه جنين بودی در شكم مادرت مى جنبیدی و نه سخنى را پاسخ مى دادی و نه آوازى را مى شنیدی. آن گاه از قـرارگـاه خود به سراى بيرون آورده شدى كه آن را نديده و راه هاى كسب سود و منافع آن را نـمـى دانستـى. چـه كسى تو رابه مكيدن شير از پستان مادرت راهنمايى كرد؟ و چه كسى جايگاه هاى طلب و خواستن را به تو آموخت؟ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ستاره

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست بسيار زيبا