شعری از قیصر ادب فارسی

دیشب دوباره
گویا خودم را خواب دیدم:
در آسمان پر می‌کشیدم
و لا‌به‌لای ابرها پرواز می‌کردم
و صبح چون از جا پریدم
در رختخوابم
یک مشت پر دیدم
یک مشت پر، گرم و پراکنده
پایین بالش
در رختخواب من نفس می‌زد

آن‌گاه با خمیازه‌ای ناباورانه
بر شانه‌های خسته‌ام دستی کشیدم
بر شانه‌هایم
انگار جای خالی چیزی...
چیزی شبیه بال
احساس می‌کردم!

تعبیر خواب شعری از قیصر امین پور

/ 4 نظر / 7 بازدید
طباطبایی

سلام جناب طباطبایی گرامی تشکراز دعوتتون[گل] شعرزیبایی بود/گویا خودم را خواب دیدم/ برقرارباشید.

شیما

ممنون بسیار عالی و از بهترین سروده های قیصر ادب فارسی ست..

مهرداد

سلام بایه شعر از پناهیان اپم