اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

ازدواج اختر چرخ ادب پروین



پروین در نوزدهم تیر ماه سال 1313ش با پسرعموی پدر خود که رئیس شهربانی کرمانشاه بود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به خانه شوی در این شهر رفت. اگر چه مردی که پروین را به عقد خود در آورد نباید عامی و کم سواد خواند و از فرماندهان معروف انتظامی و افسر بالیاقت شهربانی بود اما اخلاق خشک نظامی او با روح لطیف و طبع عاطفی پروین مغایرت داشت و عوالم ذوقی و طرز فکر و نگرش این شاعر در خانه شوهر دچار سختی و عسرت گردید. به علاوه پروین از خانه ای که هرگز مشروب و مواد مخدر به آن راه نیافته بود، بعد از این وصلت، ناگهان به خانه ای قدم نهاد که دمی از اینها خالی نبود و همگامی این عیاشی و میگساری و بیهودگی نمی توانست با طبع پروین دوام آورد.
اورده که شوهر او دائم الخمر بوده است وعیاش و رفیق باز که هر شب در منزل او بساط لهو و لعب و...... بر پا بوده و در موارد بسیاری او را حتی مورد ضرب و شتم قرار میدادئ
از این روی پروین از ازدواج مذکور اعلام نارضایتی می نمود و دیگر تمایلی نداشت به این زندگی دوگانه که او را در یک حالت بیگانگی روحی و عاطفی فرو برده بود ادامه دهد. شوهرش که احساس کرد پروین علاقه ای به زندگی مشترک ندارد کوشید رفتاری که مخالف شئون این شاعر باشد از خود بروز ندهد ولی مغایرت فراوان اخلاق و تفکر این دو زوج زمینه های مفارقت را فراهم ساخت و اینکه برخی مطرح کرده اند عشقی دیگر به میان آمد و رشته این محبت و مودت را از هم گسلید، در مورد پروین کذب محض است و مطرح کردن چنین موضوعی آن هم به شکل مبتذل آن، نوعی بی انصافی و دلیلی روشن بر کمال بی اطلاعی از زندگی و افکار پروین است و این شاعر رسالتی را که برای زندگی خود برگزیده بود، والاتر و بالاتر از آن می دانست که به عشق های زمینی که با امیال و هوس های فناپذیر توأم هستند وقعی بنهد.

سرانجام پس از دو ماه و نیم به سر بردن در خانه شوی، پروین از کرمانشاه به تهران، در منزل پدر بازگشت و در 11 مرداد 1314ش با گذشتن از مهر خویش، برای همیشه از شوهرش جدا شد. او این پیشامد را با خونسردی و متانتی شگفت آور تاب آورد و تا پایان عمر از آن ماجرا سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی نکرد.

اگر چه پروین غم زده نبود و هیچ گاه خود را محنت زده نشان نمی داد، ماجرای این ازدواج ناموفق و سپس طلاق، سیمای متین و موقّرش را با غباری از گرفتگی پوشانید. البته این دگرگونی را صرفا اطرافیان او که همواره با وی حشر و نشر داشتند می توانستند درک کنند و دریابند و الاّ پروین از این شکست ضعف و فتوری به خود راه نداد و باز به همان کم حرفی و آرامشِ ذاتی خویش بازگشت و از کمّ و کیف این زندگی مشترک کوتاه و تلخ با کسی درددل نکرد و هیچ گاه هم ابراز تأسف خود را بروز نداد. با این وجود در باره دوران زناشویی خود فقط سه بیت ذیل را سروده است:

ای گُل، تو ز جمعیتِ گلزار چه دیدی

جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی

ای لعل دل افروز، تو با آن همه پرتو

جز مشتری سفله به بازار چه دیدی

رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت

غیر از قفس، ای مرغِ گرفتار چه دیدی

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٥