اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

کسی که همیشه اهل عمل بود (دکتر حمید طبیبیان)

از جنوب دیار مردم صمیمی غیور و بی الایش امده بود  از شهر مقاومت وایثار دزفول طنین صدایش که با گویش کمی لطیف شده دزفولی امیخته بود  ولبخند و سیمای همیشه مرتبش هنوز در ذهنم است با ان ریش وسبیل مرتب و زیبا  .

من همیشه سر همه درسهای استاد بدون حتی ثانیه ای تاخیر حضور داشتم وعربی را مدیون او و دیگر استادم که دراینده نامش را متذکر خواهم شد هستم.

در مسیر راه من همیشه با او بودم یادم هست اتوبوسهای سری  و سیر دپو شرق 20 سال پیش تنها با هم در ازدحامی غیر قابل وصف  ایستاده تا شرق تهران می رفتیم و گاه از خود سئوال میکردم این مرد با این همه درجه و اینهمه اثار و چندین دکترای ادبیات عرب از تمامی دانشگاه ها معتبر دنیا که اکثر افتخاری بود و نشان از علم و دانش او بود ایا اینچنین باید باشد . در معصومیتی بی وصف. اری من هم همیشه یک بغل کتاب همراه داشتم .....یادم هست روزی گفت که سید خدا (کمثل الحمار یحمل اسفاره)  این همه کتاب چیست من هم چیزی نگفتم ...حال بعد از گذشت زمان تازه فهمیده ا م اینده 20 سال مرا او خوب می دانست و من ازخود غافل او خوب می دانست که من عاشق ادبیاتم ولی پول را بیشتر دوست دارم لقب بچه تاجر به من داده بود و میگفت با اتوبوس میروی تا رد گم کنی یا دوست داری همراه من شوی. اری او راست میگفت من عاشق همراهی با او بودم یاد و نام و عمر او جاویدان و پایدار باشد     .....ان سفر کرده...........

خدایا بسلامت دارش     ///

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢