اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

دلشکسته از مرحوم اغاسی



توی نجف یه خونه بود

که دیواراش کاه گلی بود

اسم صاحاب اون خونه

مولای مردها علی بود

نصفه شبها بلند میشد

یه کیسه داشت که بر میداشت

خرما و نون و خوردنی

هر چی که داشت تو اوم میذاشت

راهی کوچه ها میشد،تا یتیمها رو سیر کنه

تا سفره ی خالیشونو پر از نون و پنیر کنه

شب تا سحر پرسه میزد پس کوچه های کوفه رو

تا پر بارون بکنه باغهای بی شکوفه رو

عبادت علی مگه  می تونه غیر از این باشه؟

باید مثل علی باشه هر کی که اهله دین باشه

بعد علی کی میتونه محرو راز من باشه؟

درد دلمو گوش کنه تا چاره ساز من باشه؟

چشماتو وا کن اقا جون بالهای خستمو ببین

منو نگاه کن اقا جون دل شکستمو ببین

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٧