اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

شعری از سهیلا میرزایی(شاعر مقیم المان)


تولدت مبارک!

 

چرا وقت مرطوب می شود

         وقتی نبض  تند تر می زند

این عادت سالانه است لابد

که پوست از وحشت آن ترک بر می دارد

 

لحظه های مرطوب

         از تلخیص من آمده اند

حوصله ام در تصنیف دلکش

                            جاخوش کرده است

 

ـ کمی دورتر بنشین، در جانِ برهنه ات چمباتمه بزن ـ

 

با خواب تاب بر می دارم

تب کودکی دوان دوان دور شد

 

جوانی در رویاهای رونده

 

                            در قله

چهل تکه شده است

 

 ـ تکه برداری از ماجرای جوانی به روایتِ لکنت همچنان ادامه دارد ـ

 

حتی اگر هیچ جنینی میل خانه کردن در جان مرا هم نداشته باشد

اما من

         به خونِ مرتب ام دلخوش می کنم

 

می ماند این هایِ حاضر

         که به تکرار عجیبی دل باخته است

و این وقتِ دقیق

          که با خاک آب می شود

 

باید که سوهای گم را رو کنم

باید به شناسایی سیب بروم

شاید با دیدن روی سرخ ام

                   از تصرف خواب هایم صرف نظر کنی!

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢