اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

گذری برکلیله و دمنه بیاد استاد دکتر بهزادی اندوهجردی

یاد ان روزها بخیر اسم کلیله بقول جناب اقای هومن عباسپور موی بر اندام افراد ....ولرزه بر اندام می افکند ولی یادم هست روز اول کلاس استاد با یک نسخه ازکتاب به تصحیح فقید فرزانه  مجتبی مینوی به کلاس امد و با صدای دل نشین خود که هنوز بعد از بیست سال طنینش در گوشم هست و امیدوارم که پایدار باشد گفت این کتاب به همت و غیرت یک ایرانی و با مشقت بسیار بدستمان رسیده و شروع به چگونگی اوردن کتاب توسط برزویه طبیب کرد واز مرارتها وسختیهای گرداورنده بر ما گفت و من ودوستانم را تشویق به خواندن ان نمود و من شاید دلیل  بر فضل نباشد گوشه هایی از ان را حتی حفظ کردم.بگذریم لازم دانستم به دوستداران ادب فارسی بگویم کتاب کلیله بر قله فضل ایرانیان جای دارد گرچه اصل ان هندی بوده اماقلم نصرالله منشی و استفاده از تمامی ارایه های ادبی ان را مرواریدی بی بدیل و الماسی چون کوه نور کرده .باید دانست که سبک منشیانه بعد از ترجمه این کتاب توسط نصرالله منشی دیگر ورد زبان گردید و باعث فخر ایرانیان گردید .و این از انصاف دور است که این جواهر را ما بدلیل تنبلی و دشواری در خواندن و جستجوی معانی در اعماق وجودی دانشجویان اینده  دور کنیم بلکه مانند استادان خودمان بایستی تخم تشویق را در دل انان بکاریم. دوست فرزانه ام جناب اقای عباسپور در مطالب خود نکاتی بسیار  زیبا را اشاره نمودند که بنده بسیار مستفیذ شدم ولی من تنها به یک مورد ان هم در مقدمه کلیله بسنده میکنم خود شاهدی بزرگ بر قدرت نویسنده که نصرالله منشی میباشد است انجا که در یک جمله دو تلمیح بزرگ را در قالب ترکیب یک جمله مینویسد  )بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد  عصمت دوستان کرد وجباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید.اشاره به غار حرا و نمرود


حال چند مورد کلیدی را بگویم در تاریخچه کلیله اصل ان هندی بنام پنجه تنتره یعنی ۵ فصل به زبان سانسکریت در زمان خسرو پرویز به پهلوی ساسانی که نامش کلیلک ودمنک بود  ترجه شد اما متاسفانه هیچ نسخه ای از ان در حال حاظر نیست و تنها نسخه سریانی ان وجود دارد  ابتدا ١٠ باب بود  ولی ۵ باب دیگر بر ان افزوده شددر قرن ٢روزبه نامی که نام ابن مقفع را برخود نهاده بود ان را به عربی نوشت ودر زمان اتابکان موصل محمد عبدالله بخاری نامی با یک نثر ساده این کتاب را نوشت رودکی ان را به شعر دراورد ولی متاسقانه تنها ۴ بیت ان وجود دارد ان هم بر  برگرفته از تذکره دولتشاه سمرقندی است.در قرن شش نصرالله منشی نثری بی بدیل بر ان گذاشت ودر قرن ١٠ملا حسین کاشفی از روی کلیله بهرامشاهی کتابی نوشت و اسم ان را انوار سهیلی گذاشت وبعده ها هم عبدلکریم سودانی به شعر دراورد که در سال ١٣٧٠ در تهران چاپ شد والسلام بدرود  تا بعد من داستان اوردن ان از هند را بگویم

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٧:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۳٠