اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

شعری از حافظ ایمانی


تجلّای حروف

چه روی باد بنشینم که گیسویی برافشانی

چه در آتش بیفروزم که اسپندی بسوزانی

من از رگ ، از رگِ گردن به تو نزدیک‌تر از من ـ‌

که را داری؟ بزن! ای سرخی‌ات خنجر خرامانی

نماز حاجت پیشانی‌ام را گرم کن تا عشق

سرم را روی مُهر شانه‌های دوست بنشانی

الا عریان‌تر از پروای پیراهن برقصانم

که من برگیرم این پیراهن از پروای عریانی

بتن تنبور تابوت مرا با شاخه ی طوبی

بیا بر گور من با پای کوبانی ... کف افشانی ...

هلا بسم‌الّه ای روح ‌البقا، عیسی شدم ... عیسی

صلیبم را بیا بردار از پشت مسلمانی

 تلاوت کن تجلّای حروف دل‌ستانی را

به نام حافظ بن مولویّ بن خراسانی

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱۸