اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

بیاد دکتر خواجه نوری این عزیز همیشه متبسم وخندان لب و شیرین گفتار



سفرنامه ناصر خسرو

 

بسیارى از مسافران از سفر خود یادداشت‌هایى تهیّه مى‌کنند؛ بعضى یادداشت‌هاى خود را تنظیم مى‌کنند و به صورت مجموعه‌اى مى‌نگارند و به شکل سفرنامه در اختیار عموم قرار مى‌دهند و خوانندگان از آنها بهره‌مند مى‌شوند و از تجارب سفر آنها استفاده مى‌کنند. سفرنامه‌هایى که در توصیف مناسک حج و آثار معنوى آن و مسیر سفر، به ویژه شهرهاى مقدّس مکّه و مدینه است، از دیر باز تاکنون به رشته تحریر در آمده و انتشار یافته‌اند لیکن آنگونه که باید مورد بحث و بررسى قرار نگرفته‌اند. در حالى که این نوع نوشته‌ها از کامل‌ترین و معتبرترین منابع درباره حجاز ـ از جنبه‌هاى تاریخى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و جغرافیایى به شمار مى‌روند.

در این ویژه‌نامه برآنیم تا چند سفرنامه را مطرح نماییم. تا از طریق نوشته‌هاى آنها، با حج و اعمال آن و کیفیّت انجام مناسک در دوران‌هاى مختلف تاریخ آشنا شویم و تحوّلات را در‌یابیم و دیدگاه‌هاى این افراد را از زبان خودشان بخوانیم. به امید آن که توفیق دست دهد و فرصتى پیش آید تا تک تک این سفرنامه‌ها، که هر یک در حد خود گنجینه پر ارزشى است، مورد نقد و بررسى همه جانبه قرار گیرد.

هر چند بهترین سفرنامه‌هاى فارسى که یک فرد ایرانىِ فارسى زبان، جریان کامل و دقیق هفت سال سفر خود را قدم به قدم و نکته به نکته در نهایت اختصار و ایجاز و در عین حال روشن و بدون ابهام نگاشته، سفرنامه ناصر خسرو در نیمه اوّل قرن پنجم است ولیکن رونق سفرنامه نویسى در ایران، از قرن سیزدهم آغاز گردیده است.

 

سفرنامه ناصر خسرو

ناصر خسرو در سال 427 هـ . ق . بر اثر خوابى که دید به عزم سفر قبله (حج)، خانه و کاشانه خود را ترک و از مشاغل دیوانى استعفا کرد و سفر هفت ساله خود را شروع و سیرى در آفاق و تا حدودى در انفس کرد و در تمام طول مدّت سفر با علما و دانشمندان نواحىِ مختلف در تماس بود و بر آموخته‌هاى خود مى‌افزود.

چون هدف اصلى او سفرِ قبله بود، نخست از زندگىِ گذشته خود توبه کرد. او در ابتداى سفرنامه به شرابخوارى خود اعتراف کرده و گفته است: «قُولُوا الحَقَّ وَ لَوْ عَلى أنفُسِکُم.» ناصر خسرو در این سفرِ هفت ساله، چهار بار حج کرد از این رو توصیف مکّه و دیگر اماکن و مراسم حج را بهتر از هر کسِ دیگرى انجام داده است.

ناصر خسرو در سفرنامه نویسى فضل تقدّم دارد؛ زیرا پیش از او سفرنامه‌اى که یک ایرانى به زبان فارسى نوشته باشد سراغ نداریم. نه تنها در فارسى که در عربى هم در ارتباط با حج و سرزمین حجاز اوّلین سفرنامه است.(1)

مى‌توان گفت که شیوه سفرنامه نویسى در ادبیّات ایران را او پایه‌گذارى کرد.

در این رساله هدف ما بیان سفرنامه‌هایى است که در ارتباط با حج و حوادث و اتّفاقات مربوط به آن سخن گفته‌اند، لذا مى‌گوییم: کسى که وصف مکّه و خانه کعبه و اعمال حج را به دقّت از این کتاب (سفرنامه ناصر خسرو) خوانده باشد و زیارت بیت الله الحرام او را دست دهد، با وجودى که فاصله هزار ساله در بین است، در انجام دادن اعمال حج از آنان که پیشتر به اداى این مراسم توفیق یافته‌اند باز پس نخواهد ماند.

اضافه مى‌کنیم که ناصر خسرو در سفرنامه‌اش تنها به ظاهر اعمال و شرح و معرّفى دقیق اماکن توجه داشته و از فلسفه حج سخنى نگفته است. از این رو، این سفرنامه تنها ارزش معرّفى دقیق از اماکن زمان مؤلّف را دارد و نظر ناصر خسرو را در ارتباط با فلسفه اعمال و مناسک حج باید در شعر او یافت و ما در جاى خود به تفصیل درباره آن سخن خواهیم گفت.

ناصر خسرو وقتى به جدّه مى‌رسد، مورد توجّه امیر جدّه تاج المعالى‌بن ابى الفتوح قرار مى‌گیرد. او از توصیف جدّه تنها به داشتن باره حصین، پنج هزار سکنه، بازارهاى نیک و دروازه‌هاى آن اکتفا مى‌کند و دروازه‌ها یکى به سمت مشرق، به طرف مکه و دیگرى به سمت مغرب به طرف دریاست و در آن از کشت و زرع خبرى نیست.

روز جمعه از جدّه حرکت مى‌کند و راه دوازده فرسنگى بین جدّه و مکّه را تا روز یکشنبه، آخر جمادى الآخر، طى مى‌کند و وارد مکّه مى‌شود. ناصر خسرو مکّه را اینگونه توصیف کرده است:

«شهر مکّه اندر میان کوه‌ها نهاده است نه بلند، و از هر جانب که به شهر روند تا به مکّه نرسند نتوان دید، بلندترین کوهى که به مکّه نزدیک است، کوه ابوقبیس است و آن چون گنبدى گرد است؛ چنانکه اگر از پاى آن تیرى بیندازند بر سر رسد و در مشرقى افتاده است...» (2)

نقل تمام مطالب موجب اطاله کلام مى‌شود.

ناصر خسرو به توصیف مسجدالحرام، صفا و مروه، میله‌هایى که در فاصله نیم فرسنگى مکّه نصب کرده‌اند، مسجدها، و ... پرداخته و درباره احرام گرفتن، تلبیه گفتن، طواف و نحوه انجام آن، ایستادن در پس مقام و گزاردن نماز طواف و رفتن به زمزم و خوردن آب از آن، سخن گفته است. در ارتباط با خانه‌هاى اقوام و ملّیت‌هاى مختلف و نیز عمارت‌هاى زیباى خلفاى بغداد که بعضى خراب شده بودند، آب شور و تلخ چاه‌هاى مکّه، و آبى که امیر عدن از زیر زمین (کاریز) به مکّه آورده بود و آب‌هاى گواراى دیگر که سقّایان مى‌آوردند و مى‌فروختند، هواى گرم مکّه و ... به تناسب سخن گفته است. مسجدالحرام را به تفصیل معرّفى کرده و ابعاد قسمت‌هاى مختلف را مشخص ساخته است. و نیز تعداد ستون‌ها و عمودها و درها و طاق‌ها و ... همه و همه را شرح داده و خانه کعبه را اینگونه توصیف کرده است:

 

 

توصیف کعبه

«و خانه کعبه به میان ساحت مسجد است، مربّعِ طولانى، که طولش از شمال به جنوب است و عرضش از مشرق به مغرب، طولش "هفده ارش" و بلندى "سى ارش" است . و عرض شانزده، و درِ خانه سوى مشرق است و چون در خانه روند، رکن عراقى بر دست راست باشد و رکن حجرالأسود بر دست چپ و رکن مغربىِ جنوبى را رکن یمانى گویند و رکن مغربىِ شمالى را رکن شامى گویند. و حجرالأسود را در گوشه دیوار به سنگى بزرگ ترکیب کرده‌اند و در آنجا نشانده، چنانکه مردى تمام قامت بایستد، با سینه او مقابل باشد و حجرالأسود به درازى، به دستى و چهار انگشت باشد هشت انگشت باشد و شکلش مدوّر است. از حجرالأسود تا در خانه چهار ارش است و آنجا را که میان حجرالأسود و در خانه است ملتزم گویند و درِ خانه از زمین به چهار ارش برتر است و چنانکه مردى تمام قامت بر زمین ایستاده بر عتبه رسد. و نردبان ساخته‌اند از چوب چنان که به وقت حاجت در پیش در نهند تا مردم بر آن بروند و در خانه روند و آن چنان است که به فراخى ده مرد بر پهلوى هم به آنجا بر توانند رفتن و فرود آمد. و زمین خانه بلند است بدین مقدار که گفته شد.»(3)

ناصر خسرو در کعبه را توصیف کرده و طول و عرض و جنس درها و تزیینات آنها را شرح داده است. همچنین اندرون کعبه، ضخامت دیوارها، خلوت‌هاى درون کعبه، سنگ‌هاى کف کعبه، ستون‌ها، محراب‌ها، قندیل‌ها، پوشش‌هاى کعبه و ... همه را به دقت تمام توصیف کرده و کیفیت گشودن در کعبه و نحوه و ترتیب ورود مردم به دورن خانه را تمام و کمال نوشته است.

ناصر خسرو تاریخ حجّ چهارمِ خود را در ذى حجّه سال 442 هـ . ق . ذکر کرده و گفته است: از آنجا در نوزدهم ذى حجّه با شتر به لحسا رفته و فاصله مکّه تا لحسا را در سیزده روز طى کرده است.

او در این سفرها، همانگونه که گفتیم، بیشتر به توصیف ظاهر اعمال و دقّت در امکنه پرداخته و در ارتباط با مناسک حج بحث چندانى نکرده است. ناصر خسرو چهار سفر حج کرده؛ در سفر اوّل نوشته: «... و از بیت المقدّس پیاده با جمعى که عزم سفر حجاز داشتند برفتیم، دلیل ما مردى جلد و پیاده و نیکو روى بود ... به نیمه ذى القعده سنه ثمان و ثلاثین و اربع مائه، از بیت المقدس برفتم، سه روز را به جایى رسیدم که آن را «ارغر» مى‌گفتند و از آنجا به منزلى دیگر رسیدیم و از آنجا به ده روز به مکّه رسیدیم و آن سال قافله از هیچ طرف نیامد و طعام یافت نمى‌شد.

روز دوشنبه به عرفات بودیم. چون از عرفات بازگشتیم دو روز به مکّه بایستادم و به راه شام بازگشتم سوى بیت المقدّس.»(4)

در صفر دوم (سنه تسع و ثلاثین و اربع مائه) «سجلّ سلطان بر مردم خواندند که: امیرالمؤمنین مى‌فرمایند: حجّاج را امسال مصلحت نیست که سفر حجاز کنند که امسال آنجا قحط و تنگى است و خلق بسیار مرده‌اند! این معنا به شفقت مسلمانى مى‌گویم. و حجاج در توقّف ماندند و سلطان جامه کعبه مى‌فرستاد به قرار معهود ـ که هر سال دو نوبت جامه کعبه بفرستادى ـ و این سال چون جامه کعبه به راه قلزم گسیل کردند من با ایشان برفتم.»(5)

ناصر خسرو پس از آن که به مدینه رسیده، آن را به خوبى توصیف کرده و گفته است:

«پس ما دو روز به مدینه مقام کردیم و چون وقت تنگ بود برفتیم، راه سوى شرق بود، به دو منزلى از مدینه کوه بود و تنگه‌هایى چون دره که آن را «جُحفه» مى‌گفتند و آن میقات مغرب و شام و مصر است و میقات آن موضع باشد که حج را احرام گیرند و گویند یک سال آن جا حجّاج فرود آمده بودند؛ خلقى بسیار، ناگاه سیلى در آمده و ایشان را هلاک کرده و آن را بدین جهت جحفه نام کردند. میان مکّه و مدینه صد فرسنگ باشد اما سنگ است و ما به هشت روز رفتیم.

یکشنبه ششم ذى حّجه به مکّه رسیدیم. به باب الصّفا فرود آمدیم و این سال به مکّه قحطى بود. چهار من نان به یک دینار نیشابورى بود و مجاوران از مکه مى‌رفتند و از هیچ طرف حاجی نیامده بود. روز چهارشنبه به یارى حق به عرفات حج بگزاردیم و دو روز به مکّه بودیم و خلق بسیار از گرسنگى و بیچارگى از حجاز روى بیرون نهادند به هر طرف.»(6)

در سفر سوم هم نوشته: « ... و در رجب، سنه اربعین و أربع مائه، دیگر بار مثال سلطان بر خلق خواندند که به حجاز قحطى است و رفتن حجّاج و مصلحت نیست برخویشتن ببخشایند و آنچه خداى تعالى فرموده است بکنند. اندرین سال نیز حاج نرفتند و وظیفه سلطان را که هر سال به حجاز فرستادى البتّه قصور و احتباس نبودى و آن جامه کعبه و از آن خدم و حاشیه و امراى مکّه و مدینه و صله امیر مکّه و مشاهره او ـ هر ماه سه هزار دینار ـ و اسب و خلعت بود به دو وقت فرستادى.

در این سال شخصى بود که او را قاضى عبدالله مى‌گفتند و به شام قاضى بود. این وظیفه به دست و صحبت او روانه کردند و من با وى برفتم به راه قلزم، و این نوبت کشتى به جار رسید، بیست و پنجم ذى القعده و حج نزدیک تنگ درآمده، اشترى به پنج دینار بود، به تعجیل برفتم، هشتم ذى الحجّة به مکّه رسیدم و به یارى حق ـ سبحانه و تعالى ـ حج بگزاردم ... و من چون حج بکردم باز به جانب مصر برفتم که کتب داشتم آنجا و نیّت باز آمدن نداشتم.(7)

ناصر خسرو سفر چهارم را از طریق جدّه به مکّه رفته و در این سفر است که به وطن برگشته و گفته:

«اکنون شرح بازگشتن خویش به جانب خانه به راه مکّه ـ حرّسهاالله تعالى مِنَ اْلآفات ـ از مصر باز گویم ... روز آدینه نماز دیگر از جدّه برفتیم، یکشنبه سلخ جمادى الآخر به درِ شهر مکّه رسیدیم.»(8)

و در این سفر است که به تفصیل درباره مکّه و کعبه و دیگر اماکن متبرّکه و تاریخى سخن گفته است.

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1- معروف‌ترین سفرنامه‌هاى حج و نخستین آن در زبان عربى، سفرنامه ابن جبیر است که در 581 ـ 578 سفر کرده و شرح سفر خود را نوشته است (نکـ : فصلنامه میقات حج، شماره چهارم سال 1372، صص 228 ـ 12)

2- سفرنامه ناصر خسرو قبادیانى مروزى، با حواشى و تعلیقات و ... به کوشش دکتر محمّد دبیر سیاقى، چاپ دوم 1363 کتابفروشى زوار، صص 119 ـ 118.

3 ـ سفرنامه ناصر خسرو، صص 130 ـ 129.

4 ـ سفرنامه ناصر خسرو، ص 61.

5 ـ همان، صص 102 ـ 101.

6 ـ سفرنامه ناصر خسرو، صص 104 ـ 103.

7ـ سفرنامه ناصر خسرو، صص 106 ـ 105

8 ـ همان ص 118

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۳:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧