اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

چای با طعم خدا


این سماور جوش است ، پس چرا می گفتی

دیگر آن خاموش است؟

باز لبخند بزن

قوری قلبت را ، زودتر بند بزن

توی آن، مهربانی دم کن

بعد بگذار که آرام آرام

چای تو دم بکشد.

شعله اش را کم کن.

دست هایت ، سینی نقره نور

اشک هایم ، استکان های بلور

کاش استکان های مرا ، توی سینی دلت می چیدی

کاشکی اشک مرا میدیدی.

خنده هایت قند است.

چای هم آماده ست.

چای با طعم خدا

بوی آن پیچیده است، از دلت تا همه جا

پاشو مهمان عزیز

توی فنجان دلم

چایی داغ بریز.

 

شعری از سرکار خانم عرفان نظر اهاری

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٦