اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

بازم مسابقه ای دیگر

 

با سلام به تمام دوستان و ادب پروران گرامی و عزیزانم مسابقه ای ترتیب داده ام و امیدوارم که شما با پاسخ درست به سئوالات برنده شوید جایزه ان یک سکه 1/5 گرمی پارسیان خواهد بود و در هر 3 وبلاک هم زمان این پست را قرار داده ام .بدیهی است این مسابقه محدودیت زمانی و شخصی و کارشناسی نداشته و ملاک فقط پاسخگویی صحیح به سئولات است

سئوالات:

1- نام شاعر

2- قرنی که شاعر زیسته

3- نوع شکل شعر از نظر قالب شعری

4- علت سروده شدن شعر و برای چه کسیست

5- معنی تمام عبارات بشکل خلاصه دقیق متقن و علمی با ارائه ماخذ

6- چرا پان ایرانیسم ها این شعر را  دوست داشته و علت اشتباه این عزیزان

7-  نام خواننده پاپ که ان را خوانده  و اسپانسر او را بگویید

لازم بذکر است بتمامی سئولات 7 ایتمی این مسابقه شرکت کننده میبایست جواب صحیح بدهد

بدرود و بهروز و پیروز باشید

 

برخیز شتربانا، بربند کجاوه 

کز چرخ عیان گشت همی رایت کاوه

از شاخ شجر برخاست آوای چکاوه 

وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذر به شتاب اندر از رود سماوه 

در دیده من بنگر دریاچه ساوه

وز سینه ام آتشکده پارس نمودار

ماییم که از پادشهان باج گرفتیم 

زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم

دیهیم و سریر از گهر و عاج گرفتیم

اموال و ذخاریشان تاراج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیباج گرفتیم 

ماییم که از دریا امواج گرفیتم

و اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تیّار

در چین و ختن ولوله از هیبت ما بود

  در مصر و عدن غلغله از شوکت ما بود

در اندلس و روم عیان قدرت ما بود 

غرناطه و اشبیلیه در طاعت ما بود

صقلیّه نهان در کنف رایت ما بود 

فرمان همایون قضا آیت ما بود

جاری به زمین و فلک و ثابت وسیار

خاک عرب از مشرق اقصی گذراندیم

وز ناحیه غرب به افریقیه راندیم

دریای شمالی را بر شرق نشاندیم 

وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم

هند از کف هندو،ختن از ترک ستاندیم 

ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم

نام هنر و رسم کرم را به سزاوار

امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم 

در داو، فره باخته اندر شش و پنجیم

با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم

چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

هم سوخته کاشانه و هم باخنه گنجیم 

ماییم که در سوگ و طرب قافیه سنجیم

جغدیم به ویرانه، هزاریم به گلزار

ماهت به محاق اندروشاهت به غری شد 

وز باغ تو ریحان و سپر غم سپری شد

انده ز سفر آمد و شادی سفری شد 

دیوانه به دیوان تو گستاخ و جری شد

وان اهرمن شوم به خرگاه پری شد 

پیراهن نسرین تن گلبرگ تری شد

آلوده به خون دل و چاک از ستم خار

مرغان بساتین را منقار بریدند 

اوراق ریاحین را طومار دریدند

گاوان شکمخواره به گلزار چریدند 

گرگان ز پی یوسف بسیار دویدند

تا عاقبت او را سوی بازار کشیدند 

یاران بفرختندش و اغیار خریدند

آوخ ز فروشنده دریغا ز خریدار

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته

وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

رخسار هنر گونه مهتاب گرفته 

چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

ثروت شده بی مایه و صحت شده بیمار

ابری شده بالا و گرفته است فضا را 

وز دود و شرر تیره نموده است هوا را

آتش زده سکان زمین را و سما را 

سوزانده به چرخ اختر و در خاک گیا ه را

ای واسطه رحمت حق بهر خدا را 

زین خاک بگردان ره طوفان بلا را

بشکافت زهم سینه این ابر شرر بار

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۸