اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

خانه تکانی دل



چون سال جدید آمده با تنبک وبا تار ،‌دل را بتکانید
این واقعه هر سال شود یک سره تکرار، دل را بتکانید
خود را شَل و پـَل کرده ویعنی که تمیزید؟،البته عزیزید!
جای کمد و قالی و مبل و کت و شلوار، دل را بتکانید
یک سال نه شُستید و نه رُفتید و نه سُفتید،البته که گفتید!
حالا که شده موسم رُفتیدن بسیار،دل را بتکانید
یخچال به این گندگی و هیکل ناجور،شد یک شبه چون حور
اما دل پانصد گرمی مانده سر ِ کار، دل را بتکانید
فرشی که زپا و کمر انداخته ما را ، نه یا که شما را
از شدت شستن شده همچون گچ دیوار، دل را بتکانید
سالی دلتان مخزنی از نفرت و کین شد، ناخواسته این شد؟
با ذره ای از خوش دلی و اندکی ایثار، دل را بتکانید
گفتید فلان ابن فلان کرده به من پشت ، یا این که زده مُشت
وقت است ببوسید زهم گونه و رخسار،دل را بتکانید
گویی سونامی آمده از دست تکان ها، درکل مکان ها
تا کی بتکانید زخود دستک و دستاره دل را بتکانید
هر سال تکان می خورد اسباب و لوازم، دکتر ه بله لازم
امسال علیرغم تکان های بد ِ پار، دل را بتکانید
گر خانه دل را بتکانید پریدید،فردا که ندیدید!
شاید ملک الموت شود شایق دیدار، دل را بتکانید
آهسته وپیوسته ولی دل بتکانید ،گر پیر و جوانید
گیرید از این واقعه نادره آمار،دل را بتکانید

لالایی بلد هست اگر حضرت « جاوید» ، ای وای که خندیده
گویید به او این همه یک ریز نخواند، دل را بتکاند

.....................
ســال نـــــو مـــــبــــارک

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٦:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٥