اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

فاطمیه

شهادت مظلومانه بزرگ بانوی هردو عالم خانم حضرت فاطمه زهرا س تسلیت باد

پیمان وفاداری و پیوند زناشویی ، در خانه علی (ع) آن چنان محکم و استوار بود که تنها مرگ می‏ توانست در ظاهر ، آنها را از هم جدا کند. فاطمه (س) با شهادت خود ، قلب علی (ع) را که هنگام ورودش به خانه او قوت و اطمینان بخشیده بود ، چنان بی ‏تاب و تحمل کرد که در باور هیچ ناظری نمی‏ گنجید.روزی فاطمه (س) به علی(ع) گفت : هنگام فراق ، نزدیک شده است ؛ سخنانی دارم که می‏ خواهم با تو بگویم.علی(ع) فرمود : آنچه دلت می‏ خواهد بگو ، علی(ع) بر بالین فاطمه (س) نشست و دستور داد کسی داخل اتاق نباشد.دخت پیامبر(ص) ، این گونه آغاز کرد :ای پسرعم ! از شروع زندگی ‏ام با تو در هیچ امری مخالفت تو را نکردم و هرگز از من دروغ و خیانت، سر نزد.علی (ع) در حالی که او را تصدیق می ‏کرد گفت : تو با تقوا تر و متواضع ‏تر از آن هستی که من تو را بر چنین امری سرزنش کنم.
آه چقدر جدایی و دوری از تو بر من دشوار خواهد بود ! مصیبت پیامبر (ص) برایم زنده می‏ شود. از دست دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است. از این مصیبت به خدای خود پناه می ‏برم و دل به او می ‏سپارم. مصیبت فراق تو آن قدر تلخ و سنگین است که تحمل آن برای علی (ع) مشکل و طاقت‏ فرساست. مصیبتی که هیچ چیز نمی ‏تواند آن را جبران کند ؛ این دردی است که درمانی برای او نمی ‏بینم.
سپس علی (ع) سر فاطمه (س) را به سینه چسباند و با هم گریستند. گریه فاطمه (س) برای تنهایی علی (ع) و اشک علی (ع) برای از دست دادن یار و حامی وفادار خود بود.

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۳

پیام تبریک و سخنی با دوستان

سخنی با دوستان گلم و ادب دوستان و تبریک سال نو
بدلیل مهم بودن مطلب امشب در هر 3 وب به یک شکل پیام گذاشتم
سالی گذشت ...روزها و شب ها آمدند و رفتند و برگهای تقویم یکی پس از دیگری ورق خوردند و هیچ نفهمیدیم و ندانستیم این گذر ایام را ...که چگونه گذشت ...همچون همیشه !
امسال نیز همچون همه سالهای زندگیم شاهد تراژدیه شب عید بودم و شاهد تقلایی بی پایان برای تازگی ، برای نشاط ، برای ایجاد شکافی از شادی در بین زندگی هایمان، برای نو کردن رخت هایمان ، برای پاکیزگی خانه هایمان .......... اما دریغ و صد دریغ که تنها چیزی که برای سالهاست در بلور فراموشی خاک می خورد، نو کردن روحمان است و گردگیری زوایای چرک آن .چه آسان از کنار آن می گذریم و مشتی رخت و لباس را بر همه بزرگی روح ترجیح می دهیم و دلمان را به اندک سرگرمیهای دنیوی خوش می کنیم ؟!
سال نو می شود ، اما ما نمی شویم .همچنان در روزمرگیه خود غرقیم و به دور خود می چرخیم ...درس می خوانیم ، کار می کنیم ، عاشق می شویم ، ازدواج می کنیم و .... اما اگر از ما بپرسند زندگی را معنا کن ، هاج و واج خیره می مانیم و حرفی برای گفتن نداریم چرا که همانها را هم تنها بر رسم عادت و آنچه به ما آموخته اند به کار می گیریم ، نه برای هدفی والا چون زندگی .فقط فعل زندگی کردن را انجام می دهیم بی آنکه هرگز از خود بپرسیم چرا ؟در پی چه هستیم ؟
دعوا می کنیم ، کینه می ورزیم ، عصبانی می شویم ، قهر می کنیم ، حسادت می ورزیم ، حجم غرورمان را روز به روز افزایش می دهیم و هیچ از خود نمی پرسیم آخر چرا ؟آن ور خطی هم هست ...نیست ؟
چرا نوروز را مدام باید در دنیای بیرون و بین ظواهر دنیوی جشن بگیریم ؟چرا یکسال با خودمان عهد نکنیم که نوروز را در درونمان جشن بگیریم ؟
اسباب نظافت را برداریم و به تالار درونمان برویم و شروع به گردگیری دلمان کنیم .بعد که کینه ها و زشتی ها را زدودیم ، آغاز به تزئینش کنیم ...با سلیقه ...در گوشه ای عشق بکاریم ، در گوشه ای گلدانی از محبت بگذاریم ، و در گوشه دیگری هفت سینی از تمام سینهای زیبای دنیا بگذاریم .وقتی تمام شد کمی استراحت کنیم و بعد شاهد نو روز شدن درون و بیرونمان باشیم .آنگاه است که می توانیم ادعا کنیم که روزمان نو شده است و می توانیم ادعای شاد بودن کنیم ...شاد بودنی حقیقی و درونی!
بیایید به راستی نوروز را اینگونه آغاز کنیم .به روی هم لبخند بزنیم و عیدی به هم عشق ارزانی کنیم .نوروزمان آریایی است پس بیایید تحقق بخشیم شعار نژاد آریایی را :پندار نیک ...گفتار نیک ...کردار نیک
برای دل شاذتون شعر حاجی فیروز را مینویسم که خیلی هم غمناک نباشه چون پیام پیام تبریک است
--------------
حاجی فیروزه،
سالی یه روزه،
همه می‌دونن،
منم می‌دونم،
عید نوروزه.

ارباب خودم سامالا علیکم،
ارباب خودم سر تو بالا کن،
ارباب خودم منو نیگا کن،
ارباب خودم لطفی به ما کن.
ارباب خودم بزبز قندی،
ارباب خودم چرا نمی‌خندی؟

بشکن بشکنه بشکن،
من نمی‌شکنم بشکن،
اینجا بشکنم یار گله داره،
اونجا بشکنم یار گله داره!
این سیاه بیچاره چقد حوصله داره
و سر انجام ...
شیشه عطر بهار بر لب دیوار شکست ...و هوا پر شده از بوی خدا
نوروزتان پیروز ....عید بر همگان مبارک
دوستان گلم متنی رو که نوشتم به حساب نصیحت نذارید که بسیار کوچکتر از آنم .برای دل خودم نوشتم و برای تنبیه خودم .اما امیدوارم همه ما نوروزمون رو اینطوری آغاز کنیم .لبخندان داشته باشید و سربلند...زمزمه های دلهای پاکتان را بر سر سفره نوروزی ملتمسانه خریداریم قلب

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢