اساتید در قید حیات را دریابیم


بیاد استادان دانشگاه ادبیات

امروز روز تولدم بود

بمناسبت تولدم شعری را که یکی از دوستان برایم سروده می اورم

لبخند  زدی و اسمان ابی شد

شبهای قشنگ ما مهتابی شد

 فرزانه پس از تولد زیبایت

تا اخر عمر غرق بی تابی شد

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱

زندان

 

 

غم قفس به کنار

                 آنچه عقاب را پیر می‌کند

                                                  پرواز زاغ‌ها بی سر و پا است

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٦

بهاران

بازهم بهاران امان نمی دهد
باز  باران برای خود جولان می دهد
باز هم بوی تازگی
بوی اشنا
بوی سبزه های خیس ، بوی علفزار ها

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٥

شعری از فاضل نظری

ای همهمه نام

ای خلوت اوهام

ای ماه دل افروز

ای شام سیه فام

خورشیدم و خاموش

دریایم و ارام

چشمی که جدا ماند

از شاخه بادام

 از سگانه فاضل شعر ی از اقلیت

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۱

بازهم ازیاور مهدی پور

همین جاست فقر

کنار اتش من

بر استان پنجره های خانه ات

این جاست

بر بوته های چای می بارد

همراز ماست ابر

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩

با دل تنگ

 



با دشمن خویشیم دمادم در جنگ

او با دم تیغ آمده   ما با دل تنگ

ما رود مدامیم بگویید به تیغ

ما شیشه ی عطریم بگویید به سنگ

 

 

 

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٤

شعری از محمد حسین نجفی


در فهم لبخندهایت تفسیرهای بد از من

زیبایی بی حد از تو، توصیف یک درصد از من

در وصف سرخی لبها خونی به رگها نمانده

از عالم و آدم انکار، اصرار بیش از حد از من

حالا که از تیغ ابرو ده زخم بر سینه مانده

انگشتهایت چه چیزی جز قلب می خواهد از من؟

قلب من از بس که ساده ست، مانند معصوم زاده ست

آواز گلدسته از تو، خاموشی گنبد از من

این بیت را دوستانم گفتند که سکته دارد

این هم گناه لب توست، هر چند که سر زد از من

این دور پایان ندارد، تا وزن هم کم بیارد

با بوسه ی اول از تو، با خواهش ممتد از من

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۱

میلاد عرفان پور



                            ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!

                            ای حسرت روزهای شیرین در من!

                            بی مهری انسان معاصر در توست

                            تنهایی انسان نخستین در من!

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٩

یاور مهدی پور


این سایه به چه فکر می کند؟

حالا  که من اینجا نشسته ام

و به تنهاییِ او می اندیشم .

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٧

شعری از مریم معصومی



از دهان باد افتادن

با برگ های پاییز

و خش خش رنگ  های خسته در تن

عبور پاییز از وسط سی سالگی

و ناگهان

 تکه تکه از شانه های اتفاق افتادن....

از قضا نامم مریم بود

با شباهتی عجیب به لبخند کودکان جزامی

و ترانه های زیادی در چشم

در دهان

که هر کدامشان را از مورچه ای کارگر

در زیر دانه ای سنگین یاد گرفتم

همه مشغول زندگی بودند

هیچ کس آواز هایم را نشنید

 در یک روز شدید

زیر باران عاقل شدم

با تصمیمی که صدایم را بخشید به دستفروشی چروک

که جوان تر جار بزند: هندوانه

حالا فرصت دارم فکر کنم

راستی!

مورچه های کارگر را کار خواهد کشت

یا مرگ؟

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٦

باز هم از صدیقه حسینی


 

بی بند و باری من و باران...باران

سر به هوایی شب و پل در خیابان

این شهر از گیجی من رودست خورده

که دُور می گیرد مرا میدان به میدان

دنیا مرا در آرزوها "پارک" می کرد

وقتی که گل/می چیدم از ترس نگهبان

وقتی که چنگ انداختم در صورت مرگ

وقتی گرفتم زندگی ام را به دندان

با بی سوادی ام خدا را حفظ کردم

مثل حدیثی روی دیوار دبستان

لای کتابی که ورق می خورد با درد

که توی جلدش رفته از یک بچّه-شیطان

از دلخوشی ها که برایم عقده می شد

توی بهاری تحت تعقیب زمستان

کارش به جایی می رسد یک روز امّید

گل های مصنوعی بکارد توی گلدان

یک نیمه ام می خندد و یک نیمه...برعکس

از گریه می افتد میان ِ باز باران....

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٥

سیده صدیقه حسینی



و اما چارپاره ی فضایی :

در جهان بدون جاذبه ام

مثل آب نخورده ام،سختی

نیمه ی خالی ات پُرم میکرد

توی تلقین حس خوشبختی

 

خودکشی ستاره ای غمگین

وسط سال های بی نوری

تو به اندازه ی خدا نزدیک

تو به اندازه ی خدا دوری

 

در جهان بدون قاعده ام

در فراموش کردن  تاریخ

عشق بازی چند سیاره

عادت ماهیانه ی مریخ

 

مثل یک دختر خیالاتی

دست بردم به صورت فلکی م

دست بردم به فکرهای تو

وسط گریه های قایمکی م

 

خارج از هر مدار چرخیدم

گم شدم توی هیچ جایی که...

فکر تو از سرم نمی....افتاد

توی یک چاله ی فضایی که...

 

رفتم از حال بی گذشته ی تو

سمت آینده ی کپی شده ام

چشم غیر مسلحت زل زد

به جهان تلسکوپی شده ام...

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٤

علی (ع)

 


علی

حضرت علی (علیه السلام) شخصیتی بزرگ و بی بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانی که به امامت علی (علیه السلام) باور ندارند نیز ، او را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند؛ مطلبی که پیش رو دارید نمونه‌ای است از گفتار اندیشمندان غیر مسلمان درباره علی (علیه السلام) ... :

"جبران خلیل جبران" که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید: "به عقیده من علی بن ابیطالب (پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی‌های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که: "دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها (ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."

جبران اضافه می کند که : "علی (علیه السلام) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر ، بلد ، قوم ، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."

جبران همیشه نام علی (علیه السلام) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد ، تعظیم می‌کرد و می گفت علی از جهان رفت در حالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.

"شبلی شمیل" دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت ، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه "قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست و تا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.

وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی (علیه السلام) سر تعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می‌گوید: "امام و پیشوای انسان‌ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه‌ای است که با اصل خود «پیامبر(صلی الله علیه و آله)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."

"میخائیل نعیمه" که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه‌ای که بر کتاب "صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (علیه السلام) چنین می‌گوید: "پهلوانی امام (علیه السلام) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن‌بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان ، اخلاق فاضله ، شور ایمان، بلندی همت ، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگرچه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم.""جرج جرداق" مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب "صوت العدالة الانسانیة " درباره علی (علیه السلام) چنین می‌نویسد: ای دنیا چه می‌شد اگر همه نیروهایت را در هم می‌فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب، زبان و شمشیر نمودار می‌کردی؟""کارلایل" فیلسوف انگلیسی ، هر گاه به نام علی (علیه السلام) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می‌کرد که از بحث علمی بیرون می‌شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می‌کرد ، او درباره علی چنین می‌گوید: "ما نمی‌توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع‌تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.

پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند ، فرمود: اگر زنده ماندم خود می‌دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می‌خواهید او را قصاص کنید یک ضربه بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیکتر است."

"لامنس" یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (علیه السلام) می‌گوید: "برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چه گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.""مادام دیالافوا" ، در مقام تعریف حضرت علی (علیه السلام) چنین می‌نویسد: "احترام علی (علیه السلام) در نزد شیعه به منتهی درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاری‌هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش ، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیز از خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی (علیه السلام) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می‌کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "

"مادام دیالافوا " در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک‌های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."

"پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می‌گوید: "علی (علیه السلام) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."
والسلام التماس دعا

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢

رباعی درباره شهرام جزایری

شعر طنز


آن رشوه دهندهّ کذایی بگریخت
از رافت قوهّ قضایی بگریخت

شهرام جزایری ز زندان اوین
گویا به جزایر هاوایی بگریخت!

   + سید جمال طباطبایی ازاد - ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱